شک و تردید مرگ Covid-19، توضیح داده شده توسط یک دانشمند شناختی

در حالی که شمار کشته شدگان کاوید-۱۹ آمریکا همچنان رو به افزایش است (بیش از ۱۸۳٬۰۰۰ نفر تا اول سپتامبر)، تعداد افرادی که معتقدند شمارش رسمی مرگ و میر بسیار متورم شده است، نیز افزایش یافته است.

بر اساس یک نظرسنجی ژوئیه آکسیوس-ایپسوس، تقریبا ً از هر سه نفر مورد بررسی در آمریکا یک نفر فکر می کردند تعداد کشته شدگان کاوید-۱۹ کمتر از آنچه گزارش می شود است.

برخی از شکاک های مرگ با مشخصات بالا، مانند نویسنده الکسی برنسون، بر این باورند که رسانه ها عمداً مرگ ها را هیجان انگیز می کنند. برخی دیگر توجه دارند که بسیاری از این افراد مسن تر بودند و ممکن بود در همان دوره به هر حال جان خود را از دست داده باشند.

رئیس جمهور ترامپ در ماه آوریل استدلال کرد که بسیاری از کشته شدگان شرایط از پیش موجود دارند و این شرایط از پیش موجود علل «درست» مرگ آن ها است.

سپس یک ادعای جدید آمد که در طول تعطیلات آخر هفته ویروسی شد: که تنها 6 درصد از مرگ و میر همه گیر ایالات متحده از خود Covid-19 بوده است. خاستگاه آماری از مرکز کنترل و پیشگیری بیماری ها بود که ۹۴ درصد از افرادی که توسط ویروس جدید کرونا در آمریکا کشته شدند، بیماری های همبودی داشتند، یا دیگر شرایط بهداشتی که به علت مرگ آن ها کمک می کرد.

اگر چه اختصاص علل مرگ سرراست نیست، کارشناسان بیماری و دانشمندان به سرعت به توییتر و TikTok برده اند تا به این نکته اشاره کنند که رقم 6 درصدی به شدت اشتباه تفسیر شده است.

علاوه بر تلاش های خود را برای رد تلاش برای کاهش تعداد مرگ و میر، کارشناسان بهداشت عمومی همواره اشاره کرده اند که شماره مرگ رسمی Covid-19 به احتمال زیاد کمتر از تلفات واقعی این ویروس است.

پس چرا این دیدگاه گمراه کننده در مورد شمارش مرگ متورم کشش به دست آورده است؟ گذشته از گسترش اطلاعات غلط در مورد Covid-19، یک دلیل مهم ممکن است این باشد که ما فکر می کنیم ما در استدلال در مورد علل و اثرات بهتر از ما هستیم.

در بسیاری از are موارد، ما بسیار خوب در استدلال های باعث – هنگامی که یک سنگ پرواز را از طریق پنجره، حتی یک کودک جوان می تواند به شما بگوید چه چیزی باعث پنجره به شکستن. اما هنگامی که ما با انواع روابط پیچیده باعثی که در اقتصاد یا بدن انسان یافت می شود مواجه هستیم، ابزارهای استدلال دلیلی شهودی ما به وظیفه نمی رسونند.

در این موارد، ما به میانبرهای ذهنی تکیه می کنیم که می تواند منجر به سوگیری های استدلالی از این نوع شود که ممکن است استدلال یک کاوید-۱۹ شکاک در مورد علل «واقعی» مرگ را کمی معقول به نظر می رسد، حتی اگر بدانیم اشتباه است.

بیایید نگاهی دقیق تر به این که چرا است — و آنچه که ما ممکن است قادر به انجام برای غلبه بر این سوگیری.

تصور اینکه افراد مسن تر یا کسانی که شرایط از پیش موجود دارند به احتمال زیاد در آینده ای نزدیک به هر حال می مردند، حتی اگر با کاوید-۱۹ قرارداد نداشتند، نمونه ای از تفکر ضد واقعی است: تصور یک واقعیت جایگزین که در آن اتفاقی متفاوت افتاده است. تفکر ضد واقعی یکی از با ارزش ترین ابزارهای ما برای شناسایی روابط باعثی است.

این طور کار می کند: اگر نتیجه ای در دنیایی اتفاق نمی افتاد که یک علت بالقوه اتفاق نیفتاد، پس علت بالقوه باید مسئول نتیجه بوده باشد. اگر سنگ پرتاب نمی شد، پنجره شکسته نمی شد؛ اگر سنگ پرتاب نمی شد، پنجره شکسته نمی شد. بنابراین سنگ باید باعث شکستن پنجره شده باشد. در شرایط ساده، این دیدگاه معقول است و تحقیقات حاکی از آن است که به طور کلی با قضاوت های مردم در مورد علل همخوانی دارد.

اما این دیدگاه به سرعت به مشکلاتی تبدیل می شود. فرض کنید ورونیکا و لوگان هر دو در یک زمان سنگ ها را به یک پنجره پرتاب کردند. سنگ ورونیکا باعث شکستن پنجره شد؟ با توجه به منطق ضد واقعی، نه، چرا که اگر او سنگ پرتاب نمی کرد، باز هم به دلیل سنگ لوگان شکسته می شد. اما همین استدلال در مورد سنگ لوگان نیز صدق می کند. با این حال پنجره شکست. يه چيزي بايد باعثش شده باشه

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>