من عاشق جمع آوری نوشت افزار از آنجایی که من می توانم به یاد داشته باشید: نامه و پاکت مجموعه، برچسب پف دار، قلم ژل زرق و برق، تمبر لاستیکسفارشی و پد جوهر رنگارنگ را به کارت های خود من. بنابراین وقتی که من دو سال پیش در هنگ کنگ به دیدار خانواده بودم، تعجبی نداشت که من به هر فروشگاه کاغذ ناز توقف کنم، و محدودیت های والدینم را در مورد صبر و حوصله در ازای آن در ازای شکیبایی، دراز کنم.

وسط راه سفرم، با يه مدت يدک قبل از شام، وارد “موجي” شدم. اگر شما هرگز به Muji بوده است، آن را مدرن ژاپنی لباس و فروشگاه کالاهای خانگی، پر از چوب ورزش ها و لباس های اساسی در silhouettes شل است. من هميشه دوست داشتم که لوازم التحریرشون رو بپوشم: حداقل، براق، يونيفورم. به دلایلی، من هرگز هیچ چیز را نمی خریدم – لحظه ای که هیچ وقت احساس حق نمی کرد، یا من قبلاً بودجه ام را از بین می برم، یا قبلاً به سایر لوازم التحریر سفارش داده بودم.

اما آن روز، من به منطقه ای که در آن همه قلم ها را به سمت راست تنظیم شده بود، در قفسه های اکریلیک صعودی نمایش داده شده، با دفترچه یادداشت های خالی کمی برای آزمایش جوهر راه می رفت. قلم برداشتم و نوشتم: «…..»..یک نعمت برای خانه دومم. جوهر در نور به روشی که گفت :” امروز روزی است که شما صاحب حداقل یک قلم موجی خواهید بود.” قلم در دستم احساس خوبی داشت. تصميم گرفتم الان وقتش بود

این قلم ها — ژل جوهر توپ نقطه در 0.5 میلی متر — سخت نیست که در فروشگاه های Muji در نیویورک ، جایی که من زندگی می کنند ، اما به دلیل بزرگ از مالیات واردات در هنگ کنگ وجود دارد ، من قادر به splurge برای سه (سیاه و سفید ، آبی ، و سبز) برای هر 80 سنت وجود دارد. آره، خریدشون با 1.50 دلار هر کدوم از آمریکا بانک رو نمیشکنه، ولی اگه یه چیز دیگه هم باشه که من دوست دارم به جز لوازم التحریر، معامله خوبیه.

ورود به خانه، چمدان مرا باز کردم، سه قلم را در دارنده مداد سرامیکی ام روی میزم گذاشتم و بی درنگ آنها را فراموش کردم. من آنها را در مناسبت استفاده کنید زمانی که دست من ولگرد برای قلم به نوشتن چک و یا توجه داشته باشید سریع به USPS لطفا یک بسته را در جایی ، اما در غیر این صورت ، آنها به راحتی در لانه با تمام قلم و مداد دیگر من در طول سال ها جمع شده بود.

در اوایل ماه مارس، زمانی که نیویورک دستور اقامت در خانه را به من داد، من می دانستم که من نمی تواند به دوستان من برای مدت طولانی است. ناگهان، من در حال گرفتن دعوت نامه های ایمیل به برنامه تماس های زوم، FaceTimes، فیلم واتساپ. متن های گروه منفجر شدند و، به طور عجیبی، ایمیل های زنجیره ای هم همینطور. احساس می کردم که دوست دارم و فکر می کردم، دانستن بسیاری از دوستانم می خواستند به هم متصل بمونند، اما خیلی طاقت فرسا بود که زمان احساسی را برای حضور در آن به وجود آورم، به خصوص به این دلیل که ناگهان، هر نگرانی که در مورد آینده ام داشتم، خانواده ام، جهان، اوج می گرفت.

برخلاف تعاملات چهره به چهره که در آن من آزادی حرکت در اطراف، نگاه کردن به اطراف، در یک محیط جدید، من به جای صرف ساعت خیره در چهره دانه دار خود من در مربع شناور بر روی صفحه نمایش لپ تاپ من بود. در اکثر تماس های گروه Zoom، حس صمیمیت صاف می شود، بنابراین به جای پیدا کردن جیب های یک در یک چت در درون یک گروه بزرگتر، احساس می کردم که همیشه برای فضا برای صحبت کردن، در حال دودوک زدن هستم. این استرس زا شد که باید بفهمید که چه زمانی فرصت طلب برای به اشتراک گذاشتن اخبار و یا گرفتن فضای هوایی و یا پیدا کردن راهی برای segue بدون اینکه همچنین احساس خودآگاه در مورد ساخت پنج دقیقه آینده همه چیز در مورد خودم بود.

بنابراین یک هفته به سفارش اقامت در خانه، تصمیم گرفتم شروع به نوشتن نامه: یک نامه (یا کارت پستی) در روز، به یک دوست مختلف، به طوری که هر دوست حداقل یک نامه از من در ماه دریافت خواهید کرد. من به دنبال پاسخ نبود; که بیشتر بهانه خوبی بود، فکر کردم، تا بالاخره لوازم التحریرم را برای استفاده قرار بدهم. و البته، من تصمیم به استفاده از قلم موجی من چون من می دانستم که آنها قابل اعتماد هستند. همچنین آنها هیچ-فریل نبودند، تا از انتخاب نوشت نوشت و نوشت نوشت و یا محتوای واقعی خود نامه دور نمانند. قلم ها خود را آسان به نگه داشتن، صاف با بیرونی گرد، که خوب بود که من انجام شده بود نه نوشته های زیادی با دست در دهه گذشته است. دست های من به طور فزاینده ای عادت کرده بود به پرواز در سراسر صفحه کلید لپ تاپ، استفاده می شود به ضربه زدن سریع بر روی نوک انگشتان من؛ برای یادگیری دوباره چگونه به استفاده از تمام دست من دوباره ورزش در صبر بود، ساخت تا حافظه عضلانی از یک سن قبل از صفحه نمایش از گذشته نه خیلی دور.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de