يه افسر پليس 27 سال پيش پدرم رو کشت و بدون مجازات رفت زندگيم رو براي هميشه تغيير دادم

یک بی حسی آشنا وقتی یاد دختر ۶ ساله جورج فلوید، جیانا، از مادرش پرسیده بود که چرا مردم اسم پدرش را می گویند، بدنم را اشغال کرده بود.

من راحت شدم که بدونم اون جزئيات گرافيک مرگ فلويد رو بهش نداده اما من یک روز می دانستم، او می خواهم درمی پیدا کردن دقیقا چه اتفاقی افتاده است و مجبور به مواجه شدن با ضربه ای که همراه با از دست دادن پدر به خشونت پلیس می آید. من يه بار تو کفشهاش بودم

وقتي من فقط 4 ماه داشتم پدرم توسط يک افسر پليس سفيد پوست کشته شد براي محافظت از بي گناهي من، خانواده ام حقيقت رو به من نگفتن تا وقتي که من در سن جيانا بودم هرگز فراموش نمی کنم که نفسم چقدر سریع از بدنم فرار کرد وقتی فهمیدم واقعا چه اتفاقی افتاده. من گیج شده بودم و قادر به کشف آنچه که آن را به معنای آن است که پلیس، مردم من بزرگ شده بود فکر می کردم در اینجا برای محافظت از من بودند، زندگی پدرم گرفته بود. دیدگاه های من از ایمنی شکسته شد. فراتر از این، من نمی توانستم پدرم را به عقب برگردونم. من با فضایی که پر نشده باقی می ماند، مانده بودم.

من و مادرم جکی نگه داشتن من به عنوان پدر من در طول بیدار ی خود را در شاه اشک مورمور، در آستین، تگزاس، در

تاریخ 22 آوریل 1993 مشاهده شده است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>