بهترین 14 دلار من تا کنون صرف: پلاستیک kiddie استخر

من به سختی به اندازه کافی پول در آن زمان برای قرار دادن گاز در ماشین من, اما من می خواستم kiddie استخر بسیار بد. مورد نیاز آن ،

استخر نشسته در پشته خارج از خارج Supercenter در کنار توده ای از صعود مالچ و تخفیف صندلی ساحل. ما وجود دارد برای مواد غذایی پس از یک بسیار طولانی و بد هفته کار می کند و ناگهان یک استخر به نظر می رسید مانند یک ضرورت است.

“آن را ارزان تر از رفتن به سینما و ما می توانیم آن را دوباره و دوباره” به من گفت: من در آن شریک و او با اکراه موافقت کرد. من منتظر گرفتن یک تا زمانی که ما به سمت چپ سقز آن را به ماشین خود را در حالی که او مانور این سبد مواد غذایی. ما پر شده آن را در صندلی عقب wedged پشت سر ما در کنار عرق کیسه های مواد غذایی به عنوان ما را از بازگشت به خانه.

زندگی در اورلاندو به معنی مورد استفاده قرار گرفتن به سرکوبگر گرما. یکی از راه های فلوریدا انجام آن به طور منظم پرتاب خود را به های مختلف بدن از آب است. ما زنده برای سفرهای تفریحی به این چشمه ها و دریاچه ها و اقیانوس ها. بهتر است خانه های خود را در زمین استخر (و لازم هزینه است که همراه با نگه داشتن آنها را تمیز). Kiddie استخر کامل به نظر می رسید برای من یک راکون یک انسان که او شام ترین شب از فروشگاه راحتی. من مجموعه ای از kiddie استخر در پشت پاسیو — ترک خورده دال بتنی است که هرگز خیلی سایه — و آن را به طور منظم با گران پیر شلنگ تقلب با نوار مجرای که من گاهی اوقات استفاده می شود برای شستن سگ. به من به نظر می رسید مانند ایده آل لذت: لذت ارزان, راه برای خنک کردن و از حالت فشرده خارج کنید. بیشتر از روز سپری شد در حال اجرا خودم را پاره پاره. به خیس کردن در یک استخر به معنای واقعا سرما جهنم.

رشد خانواده من نمی تواند استطاعت زیاد است. وجود استخر در ما کوچک اجاره خانه بدون دسترسی به آب از زباله پر از حفظ تالاب از پشت. این جایی که من دیده بودم من برای اولین بار استفاده از کاندوم شناور در نزدیکی reedy لیک فرانت پف به عنوان یک مرده چتر دریایی. پدربزرگ و مادربزرگ من خریداری یک kiddie استخر برای من بسیار جوان پسر عموی یکی در تابستان و من هر زمان آنها می خواهم به من اجازه نشستن در آن littler بچه ها التماس من به خارج به طوری که آنها می تواند بازی کند. خرید kiddie, استخر, از خود من احساس مانند یک رجعت به یک جوان زمان ساده تر.

من در حال حاضر شریک سابق فقط در استخر با من یک بار, اما پس از من آن را راه اندازی در حیاط خلوت ما من با استفاده از آن مذهبی است. او نقل مکان کرد و چندی پس از آن و زمان زیادی از ما همه چیز را با او. من به نگه داشتن استخر. آن را روشن و آبی پلاستیکی — نه تورم سفت و سخت چیزهای ارزان. شما تا به حال آن را رول همراه در کنار آن مانند یک غول حولا هوپ آن را به حرکت در هر نقطه. آن پوشش داده شده با کارتون زندگی دریایی. یک اسب دریایی با پوزخند پر از دندان های سفید و براق که شبیه دندان مصنوعی. ماهی پوشیدن کلاه. یک ستاره دریایی در عینک آفتابی. پس از آن بود بنابراین احمقانه است. من آن را دوست داشتم.

وقتی که من عصبانی بود با خودم با من در آن شریک یا با من کار من صعود به kiddie استخر. من آبجو نوشید یا سه. من کتاب را با من و خواندن آنها را در سمت راست وجود دارد در آب pruney انگشتان را به دقت کوه در می رم صفحات. سگ پرسه می زدند حیاط as I lay بازگشت و اقدام به جدا. من خیره در اندام ها از چوب بلوط سربار و به گوش جهان می گذرد و حرکت در اطراف من. من در ارتباط باشید به همه چیز. وجود یک همسایه شروع تا خود ماشین چمن زنی. کسی که برگ باد. بچه ها جیغ آنها به عنوان تعقیب کردن یکدیگر به خیابان های مجاور. باد سر و صدا از طریق زدن برگ نخل اسکراب. یکی دیگر از همسایه فریاد شوهرش برای درهم کوبیدن تا همبرگر او کباب برای شام. و هنگامی که من سگ حفر بدن مرده یک سنجاب نورد در اطراف در آن از خوردن آن در دو عظیم gulps.

من کار بر روی آنچه که تبدیل شدن به اولین رمان. این کتاب در مورد گچ. من می خواهم هفته را صرف فکر کردن در مورد که در واقع بدون انجام هر گونه نوشتن. منظورم این است که من می خواهم تحقیق. من می خواهم به عنوان خوانده شده. من می خواهم حفر طریق وب سایت انجمن در مورد انصراف و گردآوری مرده حیوانات; روند reanimation از طریق دقیق پر زحمت حفظ. اما من نمی خواهم به نوشتن کتاب. من می ترسم از آنچه آن را مانند نگاه — نوع وسعت آن را به ساخت چنین بزرگ جهان است. بیشتر من می ترسم که من آن را.

من تا بسیاری از چیزهای دیگر در زندگی من است. ارتباط من با من شریک سابق یکی از مثال اما حتی در یک روز-به-روز, سطح, من مجبور به کار سخت برای متقاعد کردن خودم که من به طور کامل عملکرد و قادر به بزرگسالان است. من نوشیدن شش بسته آبجو به جای پخت و پز خودم یک وعده غذایی. من خنگ جوک به جای بازجویی من احساسات صدمه دیده است. من خریداری یک kiddie استخر گذاشته و در اطراف آن به جای مقابله با این واقعیت است که من بعد در کتابخانه بود من آوردن بسیاری از بدبختی است. آن را احساس بسیار ممکن است که من ممکن است خراب کردن یک کتاب بیش از حد.

نشسته در استخر که من به خودم قول داده است که من در آن کار می کنند. که بدون توجه به آنچه حتی اگر هیچ کس تا کنون آن را بخوانید, من می خواهم پایان آن ملعون رمان. بنابراین پس از روز طولانی کار کتابخانه من کار من می خواهم به خانه و اختصاص زمان من به این کتاب است. من می خواهم به توقف در Publix و خرید بارهای پیتزا یخ زده و موارد آبجو و حبه بسته بندی شراب. من می خواهم اجازه دهید سگ قرار داده پیتزا در فر و پرتاب شلنگ به kiddie استخر. پس از آن من می خواهم کامپیوتر من و قرار گرفتن آن بر روی یک صندلی پلاستیکی. و من می خوردن که یخ زده, پیتزا, نوشیدنی, نوشیدنی و سعی کنید به نوشتن. این یک معجزه است که من هرگز ریخته لپ تاپ من به آب است. شاید معجزه من هر کاری کردم نوشته شده و در همه. اما به نحوی که kiddie استخر ساخته شده در آن احساس راحتی قابل کنترل است. فقط نشسته و در داخل آن آب تلاش برای گفتن یک داستان در مورد یک فلوریدا حیاط خلوت نه چندان متفاوت از خود من است.

من استفاده از استخر از دور به سقوط زمانی که آب و هوا تبدیل فلوریدا سرد که دقیقا نمی بسیار سرد اما نه یک زمان ایده آل برای نشستن در اطراف در یک وان پلاستیکی پوشیدن چیزی جز یک لباس شنا. من نشسته در آن و خواندن. من نشسته در آن و گریه وقتی که من نگران پول و یا تا به حال یک روز بد در محل کار و یا تعجب اگر من می خواهم همیشه پایان کتاب من است. به طور کامل جدا از خانواده من — خانوادگی است که زندگی فقط پنج دقیقه پایین جاده — من نشسته در آن استخر و تلاش. به تنهایی به تماشای برگ های پاییز خاموش اوکس و چرخش به شلنگ آب من پیدا کردم آن را خوب به گریه. تنها زندگی چیزهایی است که تا به حال دیدم اشک های من بودند سگ و هنگامی که همان همسایه بود که همه فن حریف بق که من در بر داشت عمیقا شرم آور است. سپس من می خواهم پاک کردن صورت من خشک و پشت سر در این خانه دوباره.

زمانی که این کتاب در بر داشت یک ناشر من وجد آمدیم. و وحشت زده. وجود من بود پشت در اما به دلایل بسیار متفاوت. نه برای جلوگیری از احساسات بد من تا به حال در مورد کار من و این واقعیت است که هیچ کس ممکن است آن را می خواهم اما چون کسی در واقع. من نشسته در داخل kiddie استخر نوشیدن آبجو و اراده جهان دور برای تعطیلات آخر هفته در یک زمان. من نگران بود. من خوشحال بود. من نگران بود که من خوشحال بود.

استخر اهمیتی نمی دهند. آن زمان من با نگرانی این کتاب و همچنین تمام اشکالات و برگ است که انباشته شده در داخل آن است.

چه kiddie استخر ؟ بدن از مایع یک محل کوچک برای قرار دادن بدن خود را. یک کشتی. من فکر زیادی در مورد kiddie استخر وقتی که من دور از آن; مومی شاعرانه بیش از آن را با دوستان از طریق پیام متنی و همچنین گفتگو در مورد آن را در اواخر شب مست در نوار چیدن زنان بعد از طلاق من نهایی شد. استخر بود یک لحظه رحم. جایی برای شناور رایگان. استخر مهم بود که چگونه بدن من مناسب داخل آن و چگونه آن را مناسب در اطراف من.

استخر یک محل که در آن من می توانم فکر می کنم, اما مهمتر از آن تبدیل به یک محل که در آن من باید به فکر می کنم در همه. من فقط می تواند … وجود داشته باشد. شناور وجود دارد در حیاط خلوت تعریق با وجود سرما شلنگ آب, مست, در انت آبجو من می تواند نشستن در داخل یک محل است که احساس بسیار شبیه به صفحه اصلی. و وقتی که بسیار فلوریدا رمان بیرون آمد بسیار عجیب و غریب یکی این است که من می خواهم قرار داده و تمام قلب را به من جشن که در واقع در kiddie استخر. آن بنفش-صورتی غروب و پشه ها در پرواز بودند اما من می خواهم روشن یک شمع سنبل هندی به بخش آنها را خاموش. سپس من روشن مانده چهارم جولای گوهر درخشان. برگزار شد من آبجو هوا نگاه کردن به آب سرند با برگ بلوط و خاک و چمن باغچه خانهها از حیاط و فکر کردم “این است که من می خواهم. این مال من است من فلوریدا کوچک من گوشه ای از جهان است.”

کریستن Arnett, یک عجیب و غریب داستان و مقاله, نویسنده و نویسنده نیویورک تایمز پرفروشترین رمان بیشتر چیزهای مرده.


پشتیبانی بورسی را توضیح روزنامه نگاری

هر روز در Vox هدف ما برای پاسخ به مهم ترین سوالات و ارائه شما و مخاطبان ما در سراسر جهان با اطلاعات است که قدرت را به صرفه جویی در زندگی می کند. ماموریت ما این شده است هرگز حیاتی تر از آن است که در این لحظه: برای توانمند سازی شما از طریق درک. Vox کار رسیدن به مردم بیشتر از همیشه اما متمایز ما با نام تجاری توضیحی روزنامه نگاری طول می کشد تا منابع — به خصوص در طول یک بیماری همه گیر و رکود اقتصادی. مالی خود را کمک خواهد تلقی نمی اهدای اما آن را قادر می سازد کارکنان ما به ادامه به ارائه مقالات رایگان, فیلم ها و پادکست ها در کیفیت و حجم که در این لحظه نیاز دارد. لطفا نظر سهم به بورسی امروز.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *