این داستان بخشی از 63106 پروژه و تولید شد با همکاری مرکز پولیتزر. پشتیبانی اضافی ارائه شده توسط St. Louis باشگاه مطبوعات.

Courtnesha راجرز اولین اشاره از همه گیر شد و روز او نشان داد تا در Flance مرکز آموزش زود هنگام را انتخاب کنید تا دختر Angele. “شما نمی توانید به هر دورتر” او شنیده ام کسی داد. یک میز با بطری جوانه-X تعیین شد و او تا به حال به پاکسازی دست او را قبل از او می تواند وارد ساختمان می باشد. چه ؟ پس از آن او گفت که او نمی تواند به ارمغان بیاورد Angele یک تسویه حساب کوچک من کیک با چهار شمع بزرگ برای تولد او.

و سپس او شنیده ام که پدر او را بهترین دوست و مرده بود.

او 36.

“او به ویروس و او در حال حاضر پایین سیستم ایمنی بدن” او به من می گوید از طریق زوم. “او باید بسیاری از بیماری. اما پدرم در اطراف خود دوست, بنابراین در حال حاضر ما واقعا در رفتن در اطراف پدرم. به همین دلیل من خیلی می ترسم در حال حاضر — من در اوج بودن می ترسم. من می ترسم از ابتلا به ویروس من می ترسم از بچه های پیمانکاری ویروس و عزیزان من — کسیواقعا.”

او quarantining در آپارتمان او در نزدیکی سنت استنیسلاس لهستانی کاتولیک, کلیسا, با سه آنهایی که کمی و یک دوست که فقط خود را از دست داده است. راجرز است, لوازم آرایشی, خط اما تعطیل کردن وب سایت خود را “به دلیل آن ضروری نیست. ما نمی تواند به فروش چیزهایی از خانه است.” در این ماه او شروع می شود یک مدیریت بهداشت و درمان درجه آنلاین, تشکر از خدا.

در ضمن او در حال تلاش برای نگه داشتن بچه ها مشغول است. برای عید پاک آنها رنگ آمیزی اسم حیوان دست اموز چهره. خوب روز, او می گوید: “من آنها را و اجازه دهید آنها را انجام گچ بر روی زمین و حباب و ما بادبادک.” در روز های بارانی, آنها قرعه کشی و یا بازی در قرص خود را. اما آنها بیش از حد ترسیده. “این واقعا سخت است برای توضیح به دو و چهار ساله که این چیزی است که کشتار مردم” راجرز آه “و ما نمی توانیم دیدن خانواده ما است و هر کس در ‘تجزیه.’ آنها می خواهند به اطراف مردم است. آنها درک نمی کنند که چرا آنها نمی توانند به دیدن دوستان خود را.”

مدرسه زوم جلسات کمک کند و آنها بوده است و یک درب بازکن چشم. “بچه های من گوش دادن به معلم خود بهتر از من!” او فریاد می زند خنده. “و شما ببینید که چگونه هوشمند هستند. آنجلو جهانی دارد و تاخیر رشد و نمو اما او واز خیلی بهتر است. آنها در حال هل دادن او را به کلاس های منظم. او تنها بود واقعا پشت در گفتار. در حال حاضر او می داند خود را با رنگ ها و شکل ها و همه چیز.”

پس از کار کردن با بچه ها خودش راجرز به طور عمیق درک جدید برای همه معلمان: “آن را مانند,” اوه, ما نیاز به یک ناهار بود در حال حاضر!'” هنوز معلمان برای رفتن به خانه. برای یک زن 24 ساله مادر تنها وجود ندارد ، “من فکر می کنم آنها کمی خسته از من بیش از حد!” او سخنان. “گاهی اوقات وقتی که من اجازه ندهید که آنها را راه خود را از آنها مانند” من می خواهم برای رفتن به مدرسه!'”

زمانی که راجرز بود و جوانتر از آنها هستند — دو ساله — مادرش کشته شد توسط یک راننده مست. “من هرگز واقعا به دیدار مادر من,” او می گوید: “اما مردم به من بگویید که او را دوست داشت, مد راه من. و من عکس — من فقط او را دوست دارم.”

آن بود راجرز پدر Courtland که او نامگذاری شد اما او بدون احساس به او نزدیک است. “او خواهد درایو کامیون در جاده و مرا در خانه با همسر خود و یا او می خواهم به من رها در من خانه مادر بزرگ. او کسی است که ما را آماده برای مدرسه.”

راجرز ساخته شده نمرات خوب در ابتدا, اما هیچ کس به نظر می رسید به مراقبت. او با جمعیت اشتباه متمرکز در سرگرم کننده است. او یک دختر حزب او تصمیم گرفت. سال سوم او کاهش یافته است در دسترس نباشد. او هفده. او می تواند یک کار و پیدا کردن خودش یک آپارتمان خوب.

“و من هم که” او می گوید. به زودی پس از آن او و او اولین دوست پسر واقعی نقل مکان کرد و در کنار هم. او مطمئن بود که او را دوست داشتم. در حال حاضر او می داند که چگونه آسیب پذیر او چقدر مشتاق به دوست. “او نگاهی به من تلفن و قفل در خانه; هنگامی که او قفل شده است و من در گنجه. شروع کردم به مطالعه برای من GED زمانی که من باردار بود و او پس از جا در رفته, او می خواهم خاموش برق است.” او حسادت او متوجه شدم. “او نمی خواست من می دانم که بیش از او و یا انجام بیش از او.”

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de